سخنی از حضرت امیر

روزگاری مردم را فرا رسد که جز سخن چین ارجمند نگردد،جز بدکار را هنرمند نخوانند،و جز منصف را ناتوان ندانند،کمک به نیازمندان را زیان شمارند و رسیدگی به خویشان را منت گذارند،وعبادت خدا را وسیله ی برتری خود بر مردم قرار دهند.در این هنگام امور حکومت با مشورت زنان،و فرمانروایی کودکان و تدبیر خواجگان انجام پذیرد.

آیا چنین روزی که حضرت امیر پیش بینی کردند میرسه؟

امیر مومنان

آبرویت چون یخ جامد است،حاجت خواستن آنرا قطره قطره آب میکند،پس بنگر آبرویت را نزد چه کسی فرو میریزی.

/ 9 نظر / 24 بازدید
سولماز

مرا که هیچ مقصدی به نامم…و هیچ چشمی در انتظارم نیست را ببخشید که با بودنم ترافیک کرده ام

سولماز

واقعازیبابود.....غمم گرفت [خنثی][ناراحت]

فردین قاسمی

سلام آقا وحید دوست خوبم شب خوش . این مردمانی که من دیدم بعیده پیش بینی حضرت علی تحقق پیدا کنه[ناراحت]

نازنین زهرا

گفتمش نقاش را، نقشی ازغربت زهرا بکش، گریه کرد و با قلم یک چادرخاکی کشید،گفتمش پس غربت زهرا کجای نقش بود،ناله کرد و زیر چادر غنچه پرپر کشید. شهادت خانم فاطمه زهرا (س) را تسلیت عرض می نمایم.با مطلبی جدید بروزم.خوشحال میشم دیدن فرمایید. التماس دعا

سمانه

سلام.سال نو مبارک.ممنون که به وبلاگم سر زدید.[چشمک]

رضوان سلیمانی

گفتمش نازک بدن گیسو کمن چشمت ببوسم یا لبت گفت هر کدام در بهر عاشق نازکتر است ان قدر بوسیدمش تا خسته شد خسته از بوسیدن پیوسته شد خواست لب از شکایت وا کند لب نهادم بر لبش تا بسته شد به افتخار داش وحید گل

رضوان سلیمانی

واقعا زیبا بود

مهرک

اون قسمت مربوط به هنر که سالهاست اتفاق افتاده. وقتی یک نفر آواز می‌خواند، نقاشی می‌کند، جلوی دوربین ادا درمی‌آورد و ... اون‌وقت هنرمند خوانده می‌شود، یعنی اینکه روزگاریه که جز بدکاران را هنرمند نخوانند. همین برای بدبختی کامل بشریت کافیه. دیگه به موارد دیگر نمی‌رسه. ای کاش که جای آرمیدن بودی

مختار

مردی که بر روی یخ میلغزد چنگالش را در دماغش فرو نمی کند